پندار من...زندگیه من ❤ - تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 23:01
لبخندت معصومت،دنیای آرومت خورشید تو چشمات ، قدرشو میدونم خورشیدم پندارم من با تو آرومم رویامی ، دنیامی دستاتو میبوسم .....u200d........ً............................................. پسرم شیرینم یک سال گذشت از اولین لحظه ای که تورو تو بغلم گذاشتند و من گفتم خدایااا یعنی این موجود کوچولو بچه من
کیدزلند - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 5:45
امروز با خاله یاسمن و سحر و سروین جون رفتیم کیدزلند اولش شما خواب بودی و چون نمیخواستیم زمان و از دست بدیم برای همین من دیگه با زور بیدارت کردم به همین خاطر اولش خیلی بداخلاق بودی بعد که بچه هارو دیدی و کلی وسیله بازی به ذوق اومدی و حسابی با خاله یاسمن بازی کردی ..واای که وقتی رفتی تو استخر توپ نمید...
عکس های آتلیه یک سالگی پندار مامان - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 5:45
مرد کوچک من! بدان مادامی که معصومی و بی دفاع،شجاعانه پای تمام مسئولیت هایت می ایستمتا صبورانه به تو بیاموزم هر آنچه باید بیاموزی،هر کجا که باید مهر بورزی،آنجا که باید بنجگی و جایی که باید ببخشی، اما یادت باشد؛ «این خودت هستی که باید بزرگ شوی» [ موضوع : یک سالگی پندار مامان]Let's block ads! (Why?)
اولین گام های پندار مامان - تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 5:45
گام نهادنت تو این دنیا بهترین اتفاقی بود که مادری چون من تصورش را میکرد... اکنون که قدم های کوچکت به استواری رسیده اند بدان که تمام آرزوهایم را به این دوپای کوچک گره زده تا آنجا که برگام نهادن تو بر این زمین با تمام وجود افتخار کنم... پسرم بگو یا علی و بر زانوانت دست بگذار و محکم بایست دنیا را پشت س...